«انتخابات 96» عرصه رقابت جبهه‌های سیاسی؛
این مساله باعث شده در روزهای اخیر فعالان سیاسی پیشنهاداتی نظیر فعالیت «دو حزب فراگیر اصولگرا و اصلاح طلب» را مطرح کنند، موضوعی که پیشتر چه از سوی اصولگرایان و چه از سوی اصلاح طلبان مطرح شده، اما هیچگاه به دلیل فراهم نبودن بسترهای فراگیر شدن تحزب در کشور، محقق نشده است.
کد خبر: ۳۵۷۷۳۷
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۵ - ۱۶:۱۰ 09 January 2017
اگر به بررسی تاریخی تغییر نام جریانات سیاسی در کشور بپردازیم، پس از تغییر نام جناح راست و جناح چپ به «اصولگرا» و «اصلاح طلب» این نام ها هم در برخی مقاطع مورد تغییر قرار گرفته و فعالان سیاسی دو جریان تلاش کرده اند که به دلایل گوناگون و به منظور فراهم کردن زمینه و مقدمات پیروزی از نام دیگری برای جریان، لیست و یا ائتلاف مورد نظر خود در انتخابات بهره ببرند.

به گزارش «تابناک»، بعد از تغییر نام جناح راست به اصولگرا و جناح چپ به اصلاح طلب؛ اولین تغییر نام جریانی توسط اصولگرایان انجام شد، جایی که آنان در دومین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا با لیستی تحت عنوان «آبادگران» توانستند اکثریت کرسی های شورای شهر را از آن خود کنند و پیروز انتخابات لقب بگیرند.

«آبادگران جوان» که در جریان انتخابات دومین دوره شوراها پیروز این انتخابات لقب گرفته بود، کار خود را در دوره حاکمیت سیاسی دولت اصلاحات ادامه داد و پس از دوره جنجالی مجلس ششم، لیستی تحت عنوان «آبادگران» را با حضور چهره های بی حاشیه و البته معتدل جریان اصولگرایی برای مجلس هفتم در تهران ارائه کرد که همچون تجربه موفق گذشته در شوراها، اکثریت آنها راهی خانه ملت شدند.

این تغییر عنوان پس از شکست جریان اصولگرایی در انتخابات ریاست جمهوری هفتم و هشتم و همچنین اولین دوره شوراها و مجلس ششم بسیار معنادار بود و تجربه تشکیل و ارائه لیست آبادگران هم برای آنها شیرین. شاید هم بتوان همین رویه و رویکرد را باعث پیروزی این جریان در انتخابات ریاست جمهوری نهم ارزیابی کرد؛ اگرچه کاندیدای اصلی جریان اصولگرایی در این انتخابات نتوانست پیروز صحنه انتخابات لقب بگیرد، اما در حقیقت بازهم فردی راهی پاستور شد که شناسنامه اصولگرایی و فعالیت سیاسی در جریانات اصولگرا را داشت. هرچند بعدها او به کل فعالیت جریانات سیاسی را زیر سئوال برد و مساله عدم وابستگی سیاسی خود به جریانات سیاسی را مطرح کرد.

این رویکرد پس از اینکه منجر فراهم کردن زمینه چند پیروزی سیاسی برای اصولگرایان شد، به طور کلی کنار گذاشته شد و انها بار دیگر با آرم اصولگرایی تحت عنواینی چون «جبهه متحد اصولگرایی» به رقابت در عرصه سیاسی پرداختند که اضافه شدن چند جریان نوظهور اصولگرایی از دل این جریان با عنوان هایی نظیر «جبهه پایداری»، «رایحه خوش خدمت» و ... رفته رفته پیروزی های آنان را کمرنگ و کمرنگ تر کرد تا در نهایت با تکثر کاندیداها در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، بازنده این انتخابات لقب بگیرند و در انتخابات مجلس دهم هم تقریبا این مساله را بار دیگر تجربه کنند.

از اینجای کار داستان متفاوت می شود؛ چراکه همان الگوی مورد استفاده جریان اصولگرایی، اینبار توسط اصلاح طلبان و بخشی از سیاسیونی که خود را اعتدالگرایان نام نهاده اند، مورد استفاده قرار می گیرد و باعث فراهم کردن زمینه پیروزی برای آنها می شود. کار بدین شکل رقم می خورد که اصلاح طلبان با کنار گذاشتن راهکارهای پیشنهادی احزاب درون این جریان و حتی کاندیدای شناسنامه دار خود یعنی «محمدرضا عارف»، به سمت حمایت از یک روحانی اصولگرا به عنوان کاندیدای نیابتی این جریان روی می آورد تا هرطور شده بتواند پیروزی را از آن خود کند و البته موفق به این کار هم می شود.

اصلاح طلبان با کنار گذاشتن شورای هماهنگی جبهه اصلاحات که متشکل از احزاب اصلاح طلب است، ساز وکاری تحت عنوان «شورای عالی سیاستگذاری انتخاباتی اصلاح طلبان» را که متشکل از برخی چهره های اصلاح طلب، برخی اعتدالیون و البته تنی چند از نمایندگان احزاب این جریان است، تشکیل می دهند تا عنوان اصلاح طلبی را کنار گذاشته و تحت عنوان «شورای عالی انتخابات» به تصمیم گیری در عرصه سیاسی بپردازند.

حال اصولگرایان که گویا از شکست در 2 انتخابات اخیر درس گرفته اند، بار دیگر به سمت استفاده از تاکتیک موفق پیشین خود گام برداشته اند و می خواهند تحت عنوان «جبهه مردمی نیروهای انقلاب» برای انتخابات پیش رو تصمیم گیری کنند. مساله ای که البته بسیاری از فعالان سیاسی اصولگرا بهره گیری از آن را الگوی مناسبی دانسته و از آن استقبال کرده اند. این تشکل سیاسی برخاسته از دل جریان اصولگرایی تلاش کرده فارغ از حاشیه های سیاسی برای موفقیت اصولگرایان در انتخابات مهم ریاست جمهوری دوازدهم و انتخابات شوراها و میان دوره ای مجلس تصمیم گیری کند.

با تشکیل «جبهه مردمی نیروهای انقلاب» و همچنین فعالیت «شورای عالی سیاستگذاری انتخاباتی اصلاح طلبان» به نظر می رسد باید انتخابات آتی را عرصه رقابت «جبهه ها» یا «شوراها» دانست؛ چراکه دیگر به صورت مشخص قرار نیست یک حزب اصولگرا و یا اصلاح طلب در این عرصه تصمیم گیر باشند. این مساله باعث شده در روزهای اخیر فعالان سیاسی پیشنهاداتی نظیر فعالیت «دو حزب فراگیر اصولگرا و اصلاح طلب» را مطرح کنند، موضوعی که پیشتر چه از سوی اصولگرایان و چه از سوی اصلاح طلبان مطرح شده، اما هیچگاه به دلیل فراهم نبودن بسترهای فراگیر شدن تحزب در کشور، محقق نشده است.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار