حاشیه نگاری سفر به زردلان ؛
علی اصغراسدی
کد خبر: ۶۲۵۵۱۳
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۳۹۷ - ۱۹:۵۸ 01 July 2018

تابناک ایلام ::اولین بار اسمش را در یکی از رسانه های استان شنیدم ،از آن  روزی  که اسم  این ناآبادی را در سر لیست  بی شماری از نداریها ،فقر ،بی رونقی ،بی نشاطی ،اتاقهای گلی ،سقفهای چوبی خمیده ،چهره های تکیده ودستهای پینه بسته و...خواندم که محرومیت ،مظلومیت و فقر وفلاکت روستایی با مردمانی از جنس خودم ،دست به دست در فضای مجازی فریاد زده می شد،با " گاودول " آشنا شدم.

روستایی که توانستم به مدد  شرح محرومیتش  آن هم به قلم توانا ومعجزه گر  همکار دلسوز وپیشکسوت  رسانه ایم جناب آقای " خداداد ابراهیمی" ، بخوبی مظلومیت و غایت محرومیت مردمان این دیار را در کنج ذهن خود ترسیم نمایم.

نرفته به "گاودول" تصویر محرومیت مردمان باصفا وکم توقع این دیار ،چشمان مظلوم کودکان بی قلک ،روستای  بی کوچه وبی تابلو! خانه هایی با  سقفهای چوبی و مادران رنگ از رخسار پریده بر صفحه نمایش فکر وخیالم حک  شد . نوشته ای برآمده از دل که بر دل های بی شماری نشست تا باردیگر معجزه قلم خودی نشان دهد.

بله !ماهها پس  از انتشار اوضاع رغت بار روستایی از جنس ما ایلامیان ،با مردمانی با صفا وصداقت  ووصف نداری ها و مظلومیت های گم شده  در میان هیاهوی بازهای سیاسی ،زدوبندها وبازار داغ رانت ،معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار ایلام عزمش را جزم نمود تا با همراهی جمعی از مدیران کل ، از نزدیک به  واقعیت واقعی تراز سیاهه شرح محرومیت های دیار زردلان پی برده وبرای درمان دردهای بی شمار ،امابسیار ابتدایی مردمان " گاودول " چاره اندیشی کند.

امروز در معیت معاون استاندار ایلام ،فرماندار چرداول وجمعی از مدیران کل دستگاههای اجرایی استان ،راه زردلان را درپیش گرفتیم . هرچند درمیانه راه برخی مدیران فرصت را مغتنم دیدند تا با حضور آقای معاون ،روبان یک خانه ورزش روستایی در تخم بلوط علیا را قیچی ،کلنگ اورژانس جاده ای هلیلان وحفر چاه عشایری زردلان را بر زمین بزنند ،اما هدف رصد محرومیت ها وعقب ماندگی های  "گاودول " بود.

بالاخره کاروان خودرو  مدیران راهش را به سمت جاده  " گاودول " کج نمود.جاده ای خاکی نسبتا طولانی وسنگلاخی  که برخی مدیران با اکراه چرخ خود روهای دولتی را در میان آن به چرخش دراوردند؛و این حکایت ،سرآغاز خرابی عمیقی بود  که در انتهایش 22 خانوار با فقر وفلاکت هر چه تمامتر روزگار خود را سپری می کنند.

به " گاودول " رویای خود رسیدیم ،روستا همان بود که در تصویر خیال خود مجسم کرده بودم !خانه ها همان خانه های گلی با سقفهای چوبی خمیده ،نه از کوچه خبری بود ونه از خیابان ، چهره تفتیده وآفتاب سوخته مردان وزنان گاودول نشین حکایت از روزگار واحوال ناخوش آنان می کند ،پوست  آفتاب سوخته وچرم مانند زنان این دیار گویای سالها سختی وناملایمات است وچشمانشان نشانی از اشک های فروخورده از زخمهای بی کسی وفراموش شدگی!

اینجا از سر ورویش ،از دیوار وبارویش ناملایمات وبی توجهی وفراموش شدگی می بارد،بوی فقر ومحرومیت از خاک وآب و هوایش قابل استشمام است ،در زیر بغل هرکدام از زنان ومردان این ده ،کارنامه چهل سال مردودی مقاماتی قرار دارد که  فقط در شعارهایشان تار موی این کوخ نشینان ارج وارزش دارد!در عمق نگاه ناامیدانه کودکان بی قلک وبی اسباب بازی "گاودول" می توان سطرهایی از  آرزوهای ناکام کودکانه خواند وتفسیر کرد!

هر چندآقای معاون از تشکیل کارگروه برای گاودول خبر داد ،هر چند بهزیستی با توزیع بسته های غذایی تسکین کوچکی بر دردهای عمیق مردمان ده شد ،اما در نگاه با صداقت مردمان کم توقع این دیار می توان این را خواند که " مردمان گاودول وگاودول های دیگر سرزمین من به یک زندگی عادی که حق انان است قانعند ،اینان به حداقل ها قانعند ولو اینکه این حداقل یک دلجویی باشد که سالهاست از آن دریغ کرده اند"

راستی در زیر پوست جامعه سیاست زده ما چندین گاودول دیگر خوابیده است که در انتظار قلم معجزه گر رسانه ای ها لحظه شماری می کنند؟! به امید آن روز که هیچ قلمی از رنج مادران و غم پدران سرزمینم ننویسند و به همین زودی رویای کودکان گاودول های سرزمین من به حقیقت بپیوندند! آن روز دیر نیست فقط قدری حمیت وهمت  می خواهد.

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
حمید رضا قیطرانی
|
United Arab Emirates
|
۱۲:۰۶ - ۱۳۹۷/۰۴/۱۱
امیدوارم به همت مسولین و خیرین این درد که غمی رو در دل ما افکنده رو سامان بدن و در اینده نزدیک شاهد " گاودول"آباد باشیم و نام آبادی زیبنده این مردم از یاد رفته باشد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار