در این مطلب بنا نداریم به سبک همیشه به مقوله خودکشی وچرایی آن در استان پرداخته ویا اینکه بخواهیم دستگاه خاصی را مقصر جلوه دهیم ،چون واقعیت این است وقوع خودکشی در ایلام وایران تابع فاکتور های متعددیست و احساسی برخورد کردن با این موضوع ومعرفی نمودن یک یا چند نه تنها چاره ساز نمی شود بلکه به قوز بالا قوزی دراین حوزه تبدیل می شود ! 
کد خبر: ۷۷۳۳۸۸
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۲:۰۱ 20 August 2019

تابناک ایلام::پدیده خودکشی همچنان در ایلام قربانی می گیرد،استانی که به رغم تلاش ها و طرح ریزی های نهان وپنهان تعداد قابل توجهی از دستگاههای اجرایی تخصصی وغیر تخصصی همچنان پرچم دار این آسیب اجتماعی بسیار دردناک به حساب می آید .

مسئولین استان در موضعگیری های گوناگون خود اینچنین بیان می دارند که رسانه ها از پرداختن به مقوله خود کشی و بزرگنمایی آن در رسانه ها پرهیز کنند ،چرا که توجیه آنان این نکته است که استان ایلام به سرعت مسیر توسعه را طی می کند و بُلد نمودن خودکشی در استان تبعات منفی جبران ناپذیری را بدنبال دارد که کمترین آن ایجاد اخلال در روند جذب سرمایه گذاری وتوسعه استان است .

شاید در نگاه اول این موضعگیری منطقی به نظر برسد و حق با مسئولین باشد ،اما توسعه وپیشرفت استان ممکن است هزینه بردار باشد اما قطعا درپرداخت این هزینه نبایستی از جان مردم مایه گذاشت ،توسعه وپیشرفت استان مهم است اما مهمتر از آن جان مردم است که قطعا توسعه با تمامی مولفه های آن در مقابل آن ناچیز وکم مقدار جلوه می کند .

امروز باردیگر شاهد انتشار خبری اندوهناک از خودکشی سه  عضو یک خانواده و جان باختن دو برادر در شهر ایلام بودیم ،مثل همیشه موضوع در بسیاری از گروههای تلگرامی ورسانه ای به بحث گذاشته شد ،جنجال موقت بر سر چرایی وقوع این حادثه ،نشان رفتن انگشت اتهام به سوی یکی دو دستگاه و نهایتا این پرونده هم بدون خروجی موثر ی بسته می شود، تا فردایی و خبری جدید از یک خود کشی!! حال مگر می شود به خاطر اینکه مبادا توسعه استان تحت شعاع این خبرها قرار گیرد ،بتوان به راحتی از کنار آن گذشت ، چرا که همه ما معتقدیم توسعه وپیشرفت بایستی در خدمت مردم استان قرار گیرد !

در این مطلب بنا نداریم به سبک همیشه به مقوله خودکشی وچرایی آن در استان پرداخته ویا اینکه بخواهیم دستگاه خاصی را مقصر جلوه دهیم ،چون واقعیت این است وقوع خودکشی در ایلام وایران تابع فاکتور های متعددیست و احساسی برخورد کردن با این موضوع ومعرفی نمودن یک یا چند نه تنها چاره ساز نمی شود بلکه به قوز بالا قوزی دراین حوزه تبدیل می شود ! 

تاکنون تا دلتان بخواهد نشست ،سمینار،جلسه تشکیل شده ،کتاب ،مقالات ،رسالات و یادداشت های فراوانی درباره علل وراهکارهای مقابله باخود کشی نگاشته شده ،طرح های فراوانی دراینباره اجرایی شده ،پولهای فراوانی هزینه شده ،دستگاههای متعددی با موازی کاری در حوزه کاهش آسیبهای اجتماعی بصورت عام و خودکشی بصورت خاص ،فعال هستند اما واقعا این همه تئوری پردازی توانسته است در عمل موثر واقع شود ،آیا دستگاهی می تواند ادعا کند که قلان طرح ویا فلان نشست بصورت مصداقی در کاهش یا مقابله با پدیده خودکشی اثر گذار بوده است ؟!قطعا پاسخ "نه" است .چرا ؟! چون ریشه این پدیده در جاهای مختلف است وعوامل متعددی بعنوان باروت  در بروز وظهور آن و شعله ور شدن این پدیده نقش دارند ،اما یک عامل اصلی که نقش چاشنی و جرقه زن را بازی می کند در اشتعال آن نقش آفرینی می کند.اینجاست که باید متفاوت تر از همیشه و از زوایه جدیدتری باید به مقوله خودکشی ،چرایی وقوع آن وراهکارهای مقابله با آن نگریسته شود.

تفاوت زاویه هم به چرایی بروز آن مرتبط می شود،درپشت تمامی عوامل که از آن تحت عنوان عوامل چند فاکتوری پدیده خودکشی یاد می شود ،عاملی دیگری خوابیده است که از آن تحت عنوان محرک یا چاشنی می توان یاد کرد،عاملی فرهنگی به نام " شکل گیری شخصیت خود کشی ". باید اذعان کرد که دراستان ما مشکل اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی و یا روانی می توانند در رواج خودکشی موثر باشند ،اما عامل نیستند. عامل اصلی همان شکلگیری و تثبیت "شخصیت خودکشی" در یکایک ما ایلامی هااست که  دارا وندار هم نمی شناسد .

شاید تاکنون به این موارد برخورد باشید که حتی درخانواده من وشما وقتی یکی از اعضا تحت فشار موضوعی قرار می گیرد ،آخرین حرف این است ،"از دست شما خودکشی می کنم" یااینکه دربسیاری از نزاع های فردی یا جمعی ،به مواردی برخوردید که طرف می گوید" همه را می کشم و درپایان خودم را هم می کشم" یا اینکه فردی از اعضای خانواده برای تحمیل خواسته شود از حربه " خودم را می کُشم " استفاده می کند یا در مواردی از این دست که یک ارباب رجوع برای رسیدن به خواسته اش یا تحمیل آن به واژه " خودم را درب همین اداره به آتش می کِشم" متوسل می شود

اینکه نهایت وپایان کارها به خودکشی منجر می شود ،یعنی مردم استان شخصیت خودکشی به خود گرفته اند ،راه کار آن هم سمینار و سخنرانی وکاکرد اجمتاعی وپیشگیرانه هم ندارد . دستگاه متولی خاص این حوزه  هم دراستان مشخص نیست ،به محض وقوع خودکشی انگشت اتهام به سمت بهزیستی و یا اداره کل اجتماعی استانداری دراز می شود ،منطقی نیست که فکر کنیم مداخله گران بهزیستی یا کارشناسان حوزه اجتماعی استانداری بایستی همچون "بتمن" درهمه جا حضور داشته باشند تا به محض اینکه فردی خواست قرص برنجی بالا بایندازد ،زیر دست او بزنند!

بنابراین تداوم  اصرار بر شیوه های جاری تحت عنوان راههای شناسایی و مقابله با پدیده خودکشی و هزینه گذاشتن های بی حاصل،موازی کاری دستگاههای متعدد نمی تواند در کاهش آن موثر واقع شود ،لذا پیگیری راهکارجاری یعنی بکارگیری ظرفیت سمن های حوزه اجتماعی و کارشناسان حوزه پیشگیری جز تحمیل هزینه و اتلاف سرمایه به نتییحه خاصی منجر نخواهد شد ،صرفنظر از اینکه عده ای نیز فضا را برای سوء استفاده از وضعیت حاکم مناسب دیده وتور خود رابرای گرفتن شاه ماهی پهن نموده اند ،یقینا گامهای برداشته شده بدون ملحوظ دانستن پیوست فرهنگی برای تغییر نگاه مردم به مقوله خودکشی و حذف شخصیت خودکشی از جامعه ،به جایی نخواهد رسید ،کما اینکه با وجود سفره پهن شده به نام مقابله با خودکشی ،برخی چندان راغب به کاستن والتهاب آن از سطح جامعه نخواهند بود .

مخلص کلام اینکه ضرورت ایجاب می کند که ضمن تعیین دستگاه متولی خاص بعنوان محور مطالعه ،بررسی ،طرح ریزی وانسجام بخش سایر بخش های فعال در حوزه خودکشی ،اعتبارات تخصیصی به جای اینکه صرف تهیه طرح هایی شود که صرفا جنبه تکمیل طرح های ارزیابی عملکرد دستگاهها دارد ،به سمت فرهنگسازی و تلاش پایه ای و خانه به خانه برای مقابله با شکل گیری شخصیت خودکشی درمردم وزدودن آن در جامعه شود ،دراین شرایط است که می توان به تاثیرگذاری طرح ها امیدوارتر شد.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار