با وجود این نباید محمدباقر قالیباف را نادیده گرفت؛دست کم نامزدی او می تواند از ظهور یک احمدی نژاد دیگر«چه نامش محمود احمدی نژاد باشد چه مهرداد بذرپاش یا سعید جلیلی»جلوگیری کند که اگر یک اصولگرا بخواهد رییس جمهور شود میزانی از واقع گرایی و فن سالاری در او وجود داشته باشد اما این به انتخاب آقای قالیباف بستگی دارد.
کد خبر: ۷۷۳۳۹۳
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۰:۱۰ 21 August 2019

تابناک ایلام امین جمشیدزاده::نواصولگرایی با لباس پایداری در راه است؛آنها برای مجلس آینده از مدتها پیش اسب خویش را زین کرده اند هرچند دندان اسب پیش کشی که مدتها پیش کاریزمای آنها خلبان دیروز و شهردار سابق«سردار محمدباقر قالیباف»به آنها پیش کش نموده شمردن نمی خواهد اما آنها با این قرائت نو و تازه در صدد تصاحب بیشتر کرسی های بهارستان هستند و سپس تکمیل این پروسه در این گذار سخت و نشستن بر برج پاستور در۱۴۰۰هجری شمسی.

شماری از دانشمندان اروپایی به تحقیقات روانشناسی اجتماعی در آمریکای شمالی به خاطر شیفتگی به همسویی و نفوذ اکثریت بر اقلیت انتقاد دارند.آنان به حق یادآور می شوند که نوآوریهای فکری،تغییرات اجتماعی و انقلاب های سیاسی اغلب به این خاطر روی می دهند که یک اقلیت اکتیو و آگاه،نظر دیگران را در جهت دیدگاه خود تغییر می دهد.

خروجی نهایی و یافته کلی بیشتر این تحقیقات و گفتگوها و مناظره ها این مسأله مهم و کلیدی است که اقلیت به شرطی می تواند اکثریت را در جهت دیدگاه خود ارشاد و هدایت کند که همواره موضعی ثابت اتخاذ کند،بدون اینکه خشک،متحجر و یا دهن بین و خود بین تجلی،ظهور وجلوه نماید.

چنین اقلیتهایی به صورت اطمینان بخش تر،و گاهی هم کارآمدتر از اکثریت جلوه می کنند «اما در جامعه ما این یک پارادوکس رفتاری است و زمانی که محمدعلی نجفی شهردار بود و مسائل پشت پرده را یکی پس از دیگری عیان نمود و وقتی که افشای بافراست یاشار سلطانی«که رییس دستگاه فعلی قضا در صحبتی در دیدارش با دانشجویان در اردیبهشت۹۸ گفته است:(از گزارشات مردمی پیرامون فساد حمایت می کنیم و مخبرین و کسانی که خبر از فساد دهند مورد تشویق قرار می دهیم.)

در خصوص املاک نجومی که شهردار وقت به دوستان و مدیران و معاونان مناطق مختلف تحت تسری خویش واگذار نموده بود برملا شد و سکوت را بر پاسخ تجویز کرد و برای تعطیل شدن خط۹متروی پایتخت هیچ پاسخ درخوری حتی با اعلام مناظره از طرف مقابل اعلام وصول نشد تنها واکنش ممکن مهندسی معکوسی بود در خفا و آن پاپوش ایجاد شده برای همتای سابقش تا تنها کسی که خطاها را گوشزد  نموده بود درگیر یک سناریوی از پیش طراحی شده شود و به راحتی هرچه ممکن کنار رود و اما به عینه کاریزمای نواصولگرایی در زمان رییس دولت اصلاحات با تصدی ریاست پلیس کشور به مواضع آنان نزدیک شد.»

اگر اقلیتها از موضعی دفاع کنند که همخوان با هنجارهای در حال استقرار اجتماعی باشد اثرگذارتر هم می شوند؛قبلا این قلم در نوشتاری متذکر شد که گاهی تغییرات اجتماعی از قبیل پایان یافتن آپارتاید در آفریقای جنوبی تا حدودی حاصل تلاش چند نفر است که اکثریت را قانع می کنند که دیدگاه ها و نگرشهای خود را تغییر دهند؛چند وقت پیش هم «محمد قوچانی»سردبیر روزنامه سازندگی گفته بود که:(سرنوشت سیاسی محمدباقر قالیباف هر روز بیشتر تراژیک می شود؛از تکنوکراتی حزب اللهی که به لحاظ اجرایی و فنی تنها دوره مدیریتی قابل توجه اصولگرایان را چه در پلیس و چه در شهرداری تهران رقم زد تا سیاستمداری با شکستهای پیاپی در برابر اصولگرایان و اصلاح طلبان از انتخابات۱۳۸۴تا۱۳۹۲ که از دوستان(محمود احمدی نژاد و سید ابراهیم رئیسی)جا مانده و از حریفان«حسن روحانی»شکست خورده است تا جایی که در دو نقطه تاریخی در مناظره های انتخاباتی۱۳۹۲ جمله های طلایی روحانی؛«من سرهنگ نیستم»و در سال۱۳۹۶«حمله گاز انبری» به رقابت پایان داد و اسحاق جهانگیری هم بر کارنامه محمدباقر قالیباف به عنوان یک نیروی خدمات شهری خط قرمز کشید،

با وجود این نباید محمدباقر قالیباف را نادیده گرفت؛دست کم نامزدی او می تواند از ظهور یک احمدی نژاد دیگر«چه نامش محمود احمدی نژاد باشد چه مهرداد بذرپاش یا سعید جلیلی»جلوگیری کند که اگر یک اصولگرا بخواهد رییس جمهور شود میزانی از واقع گرایی و فن سالاری در او وجود داشته باشد اما این به انتخاب آقای قالیباف بستگی دارد.

اینکه ما با کدام قالیباف مواجه هستیم، قالیباف قبل از سال۱۳۸۸ یا قالیباف بعد از آن؟قالیباف تکنوکرات یا قالیباف اصولگرا!)قالیباف برای این قرائت تازه و درانداختن طرح نو«نواصولگرایی»باید به روز شده،شفاف سازی کند و مواضع خویش را تغییر دهد.

اقلیتها به این دلیل می توانند نگرش اکثریت را تغییر دهند که اعضای گروه اکثریت را وادار به دوباره اندیشی درباره آن موضوع ها می کنند،اقلیت حتی وقتی نمی توانند اکثریت را قانع کنند،گستره عقاید قابل پذیرش آنها را نشر و گسترش می بخشند.برعکس،اکثریت های متفق الرأی خیلی کم و به ندرت ترغیب می شوند که به دقت درباره مواضع خود بیندیشند.این مسأله به یاد ما می آورند که اکثریت های جهان نوعا دارای قدرت اجتماعی برای تأیید یا رد،پذیرش یا طرد بوده، و همین قدرت است که می تواند متابعت یا همسویی ایجاد کند.

برعکس، اقلیتها به ندرت دارای چنین قدرتی هستند.اما اگر اقلیتها اعتبار و پایگاه و جایگاه اجتماعی داشته باشند و یارکشی نمایند،در آن صورت می توانند تغییر نگرش اصیل ایجاد کرده،و از این راه نوآوری،تغییر اجتماعی و حزبی تازه و گفتمان نو به وجود آورند؛همان نکته بارز و کلیدی که دکتر سیروس شمیسا چهره ماندگار ادبیات فارسی ایران و استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبایی در خصوص نظرش درباره کتاب«حافظ به روایت کیارستمی» روایت کرده بود:«به نظر من کار کیارستمی می تواند یک شاهکار تازه و تلنگری به ذهن فعال و پویای جوانانی باشد که حافظ را نمی شناسند و با او دمخور نبوده اند و این قرائت تازه کیارستمی از شعرهای حافظ اگر بتواند این فاصله و گسل را پر کند کار نو و بزرگی انجام گرفته است.»و مشابه همین کار قالیباف است که دیگر از اصولگرایان سنتی و بزرگان این جریان بریده و به جوانان گرویده و فراخوان داده است که به این جریان «نواصولگرایی» که خود راوی اصلی آن است بپیوندند و این به صحنه خواندن جوانان اگرچه در ابتدای امر صعب و دشوار می نماید اما می تواند با طرح راهکارها و دیدگاه های تازه و نو به نتیجه درخور و دلخواه و موفقیت منتهی شود و این تلنگر و بیدار باشی است برای جریانها و احزاب حاضر در جامعه  که باید با احتیاط جوانب آن را بسنجند ودر خصوص تبعات،پیامدها و محاسن آن گفتگو و بحث کنند.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار