هرچند به مواضع ،دیدگاه ومشی سیاسی قدوسی کریمی نقد جدی دارم وکاری به ادعای رحیمی جهان آبادی هم ندارم که ادعایش درباره افغانی الاصل بودن این نماینده مشهد چقدر مقرون به صحت است ،اما از بین تمامی صحبتهایش این بخش برایم جالب بود " نه گندم کابل را می خورید نه عدسی مجلس یازدهم را "!
کد خبر: ۸۱۶۸۴۱
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۸:۴۶ 23 January 2020

تابناک ایلام::" نه گندم کابل را می خورید نه عدسی مجلس یازدهم را " این ضرب المثل نیست اما ریشه در ضرب المثلی معروف دارد به این مضمون که "ازگندم ری جا ماند هم از خرمای بغداد" زمانی که کسی به طمع بدست آوردن سود و مقامی دست به کار ناشایستی بزند اما به آرزویش نرسد گفته میشود که" هم از گندم ری جا ماند هم از خرمای بغداد".

اما" نه گندم کابل را می خورید نه عدسی مجلس یازدهم را " بخشی از سخنان کریمی قدوسی نماینده مشهد در مجلس شورای اسلامی است که در پاسخ  به صحبتهای رحیمی جهان آبادی نماینده تایباد که از قدوسی کریمی اسناد ایرانی الاصل بودنش را مطالبه کرده بود ایراد شد .
 
هرچند به مواضع ،دیدگاه ومشی سیاسی قدوسی کریمی نقد جدی دارم وکاری به ادعای رحیمی جهان آبادی هم ندارم که ادعایش درباره افغانی الاصل بودن این نماینده مشهد چقدر مقرون به صحت است ،اما از بین تمامی صحبتهایش این بخش برایم جالب بود " نه گندم کابل را می خورید نه عدسی مجلس یازدهم را "!
 
این صحبت آنقدر  به رفتار مدیران سیاسی وفعالین اصلاح طلب و حتی برخی  کاندیداهای این دوره مجلس دراستان ما  نزدیک است که حیفم آمد در تبیین و نقد این دست رفتار ها از آن بهره نبرم . رفتار مدیران سیاسی اصلاح طلب استان ما بی شباهت به رفتار جهان آبادی نیست که برای رسیدن به سفارت کابل به گونه ای رفتارکرد ،به قول قدوسی کریمی هم گندم کابل را از دست داد وهم مجلس یازدهم را !
 
حال این شده حکایت برخی مدیران وفعالین اصلاح طلب استان ما که بی توجه به دیدگاه وآرایش سیاسی که قبلا در آن قرار داسته اند به طمع قدرت ،بر اعتقادات سیاسی خود خط کشیده و با چرحشی 180درجه به دنبال برخی کاندیداهای نئو اصولگرا راه افتاده اند .
 
گرایش سیاسی وتفکر هر فردی هویت اوست ،اگر فردی برای مطامع زودگذر دنیوی و جاه طلبی از اعتقادتش صرفنظر کرد یعنی هویت خود را نادیده گرفته است ،کسی که هویت خود را براحتی فراموش کرد ،چهره واقعی او بیشتر در معرض دید مردم قرار می گیرد .دستش برای مردم رو می شود ،دراین صورت هم از گذشته اش رانده می شود وهم آیندگان وی را از خود می رانند !می شود مصداق همان جا مانده از گندم ری و خرمای بغداد!
 
در نظامهای سیاسی تمامی دنیا مرسوم است که افرادی بدلیل نزدیکی به یک مشی سیاسی از آن حمایت می کنند ،تفکر پیروز میدان رقابتها بمنظور تحقق وعده ها وتسهیل در پیشبرد امور از ظرفیت نیروهای انسانی همفکر در مصادر مدیریتی استفاده می کنند ،هیچگاه ندیده ونشنیده ایم چه در تبلیغات انتخاباتی وچه در واگذاری مصادر مدیریتی این رویه مرسوم زیر پا گذاشته شده وافراد طیف مخالف در ستادهای رقیب حضور یافته و در مسیر پیروزی آن فعالیت کنند .
 
اما اینجا مرزهای سیاسی جابجا شده است ،دولتی که با حمایت اصلاح طلبان به پیروزی رسیده است ،پستهای کلیدی را به رقبای سیاسی واگذار گرده واز این رهگذر تمامی مصادر مدیریتی پایینی و میانی تحت شعاع قرار گرفته اند .مدیران برای ابقا بر مسند قدرت هر باره چهره عوض می کنند ،خروجی هم این می شود که مدیران منتسب به یک تفکر ریشه دار برای پیروزی رقیب تلاش نمایند.
 
تاسف بار تر اینکه خبرهای درز کرده حکایت از این دارد که برخی از مدیران دستگاه متولی امر انتخابات در استان نیز پشت جریان فکری که دولت را به پیروزی رسانیده اند خالی کرده و با پرسه زنی در گعده های تبلیغات غیر رسمی کاندیداهای نئواصولگرا  به طور رسمی حمایت خود را از آنان اعلام داشته اند .ایا برای این کار جز هویت زدایی از یک جریان فکریی می توان تعبیر دیگری به کار بست ؟!
 
حال شما تصور کنید که نئواصولگرایان  اکثریت کرسی های مجلس یازدهم را تصاحب نموده اند و محمدباقر قالیباف هم بر صندلی ریاست مجلس تکیه زده است ،آنوقت این آرایش سیاسی حاکم بر مجلس اجازه می دهد که مدیران منتسب به دولت اصلاح طلبی که به زعم آنان بانی تمامی مشکلات جاری کشور است ،اجازه سکانداری دستگاههای اجرایی را پیدا کنند ؟! آنوقت نمی توان به صراحت پذیرفت که هم از گندم ری جامانده اند هم از خرمای بغداد؟!پس معنای این تغییر چهره وهویت زدایی چیست ؟!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار